آخرين بهبود
10 شهریور 1389
صفحه اصلی
جستجو در آثار
مجموعه آثار(306)
گالری عکس(25)
سخنرانیها(55)
در خاطره ها(6)
ارتباط و نظرات
دربارۀ سایت

از تازه های سایت با خبر شوید



نامه به پدر
  با: پدر، استاد و مراد و همسر و فرزند پدر عزيزم !دست شما را مي بوسم و از خداوند مسئلت دارم که سايه شما را بر سر همه و بخصوص من مستدام بدارد. در شرايط فعلي که کار من ، گذشته از اين که کار من تلقي مي شود، بلکه بيشتر به اسلام ارتباط پيدا کرده تا به شخص من ، همان طور که مي بينيم دشمنان عقيده و ايمان مردم ، مرا بااين شدت مي کوبند و در اين کار، مسلماً با شخص من کينه فردي و حساب خصوصي ندارند. مي کوشند تا با بدنام کردن يا شکست دادن يا لااقل تضعيف من ، اين فکر را بدنام کنند يا شکست دهند، تا خطر سر برداشتن اسلام از متن جامعه و گرايش نسل جوان و روشنفکر به اسلام ريشه کن شود، از اين نظر، در مفهوم مقابلش ، دفاع از من نيز جنبه محبت و دوستي شخصي و احساسات فردي و خصوصي ندارد بلکه کوشش در تبرئه من و تقويت و موفقيت من ، تقويت و توفيق اين فکر است و کمک به اشاعه اين نهضتي که بسرعت دارد وجدان نسل جوان را فتح مي کند و مهمتر از آن ، امواج آن سطح توده مردم مذهبي و سنتي و حتي بازار و روستا را فرا مي گيرد و زمينه را براي يک حرکت اجتماعي بزرگ و عميق بر اساس ايدئولوژي انقلابي اسلام ، که همان تشيع علوي و ولايت خاندان و مکتب ائمه راستين و خط مشي تاريخي شيعه آزاد عدالتخواه ضدخلافت است ، فراهم مي سازد که هرگاه شرايط زماني مساعد شد، اين ايماني که اکنون به صورت امواج فکري و کلمات اعتقادي و گرايش هاي عميق و تند عاطفي گسترش مي يابد و از اين دل به آن دل و از اين خانه به آن خانه راه مي يابد، به صورت يک رستاخيز عيني سازنده و تغييردهنده تجلي خواهد کرد و خوشبختانه سير طبيعي و قطعي حرکت تاريخ و جبر زمان به سود اين تغيير است و هيچ عاملي راه آن را سد نمي تواند کرد، منتهي اين ماييم که مسئوليت آن را داريم که اسلام را از صورت سنتهاي منجمد و شعائر موروثي و عادات مذهبي ناآگاه و خرافه هاي پوچ که فقط نسل پير خوکرده بدان را مي تواند قانع کند و در اين صورت، از حرکت زمان و تغيير نهادهاي اجتماعي فردا برکنار خواهد ماند، به صورت يک ايدئولوژي مسئوليت آفرين خودآگاه و هدايت کننده طرح کنيم تا نسل فردا و رهبران تعيين کننده زمان و زندگي و فکر و فرهنگ فردا که تحولات اجتماعي را رهبري مي کنند، نه تنها از آن نفرت نکنند و آن را سدّ ارتجاعي و سم ّ خرافي و عامل تضعيف و تخدير انديشه ها و اراده ها تلقي ننمايند، بلکه به قدرت سازندگي و نقش مترقي و نيروي بيدارکننده و بسيج کننده آن ايمان پيدا کنند و به خاطر حقيقت يا لااقل مصلحت ، بر آن تکيه کنند و به جاي مبارزه با آن ، به ترويج و تقويت آن بپردازند. چنانکه امروز مي بينيم در کوبا و در ليبي هر دو انقلاب شده است اما انقلاب کوبا که دين را پايگاه ارتجاع فکري يا حتي استعمار سياسي استعماري مي ديد، با همه قدرت معنوي و اجتماعي اش در برابر آن قرار گرفت و قريب ده سال است که با آن مبارزه مي کند و در نتيجه، امروز نسل جوان و حتي مردم عوام و نيز توده هاي کارگري و دهقاني نيز از آن بسرعت دور مي شوند و اکنون جز يک قشر رو به زوال نيرويي ندارد که آنهم نه تنها ديري نمي پايد و با مرگ پيروانش خواهد مرد، بلکه الان هم زندگي ندارد، چه ، آنچه را آخوندهاي ما هم نمي فهمند اين است که وجود عده زيادي افراد مؤمن ، موفقيت يک ايمان به حساب نمي آيد، بلکه ارزش يک ايمان به اين است که زندگي کند و رشد و نمو و تکثير داشته باشد وگرنه مذهبي که به صورت يک موجود منجمد و متحجر در آمده و عقيم شده است ، هرچند در حال حاضر اکثريت توده عوام بدان وابسته باشند،مرده است و از دست رفته. زيرا نبايد ديد که پيروان يک مذهب در يک مملکت چند ميليون نفر است ، بلکه بايد ديد که در صحنه زندگي و زمان و فکر و حرکت و تحول جامعه و تغيير نسل و کون و فساد عقايد و ارزشها و فرهنگها و نهادهاي اجتماعي و سير تاريخ به سوي فردا اين مذهب حضور دارد يا نه ؟ اکنون مي بينيم که در دستگاه عظيم تعليم و تربيت که نسلها را مي سازد و مي پرورد، مذهب غايب است . در دستگاههاي عظيم و تعيين کننده تبليغاتي و ارتباط جمعي مثل تلويزيون و راديو، مذهب غايب است. در عالم مطبوعات که خوراک فکري و عاطفي روزمره و هفتگي و ماهانه به مردم مي دهد، مذهب غايب است ، در دنياي هنر که بزرگترين عامل پرورش روح و احساس و حتي ذهن است ، مذهب غايب است. در صحنه کتاب و نويسندگي و ادب ، مذهب به کلي غايب است و ما برخلاف اروپا که نويسندگان و شعرا و ادبا و هنرمندان بزرگ مذهبي دارند و برخلاف مصر و لبنان و... ديگر کشورهاي اسلامي غيرشيعي که بزرگترين نويسندگان و محققان محبوب و صاحب نفوذشان ، بيش و کم اسلامي مي انديشند و يا اساساً در خدمت اسلام اند، يک نويسنده، شاعر نو، هنرمند، فيلمساز، تئاترنويس و هنرپيشه و مترجم و محقق علمي، ادبي، تاريخي اسلامي نداريم و اسلام هنوز در انحصار ذوق و فکر و احساس و جهان بيني متحجر و تنگ مرده يک قشر رسمي سنتي است در صورتي که شما بهتر مي دانيد که براي شناخت اسلام، اکنون، ملاهاي رسمي "الازهر" قاهره و "کليةالشريعه" مدينه يک صدم آثار تحقيقي و ادبي و قابل مطالعه و با ارزش نويسندگان جديد و کانون هاي غيرروحاني را دارا نيستند و شيوخ الازهر کجا و طه حسين ها و غزالي ها و عقادها و بنت الشاطي ها و منفلوطي ها، صادق دافعي ها و سيدقطب ها و... کجا؟ تازه اين الازهر است که در قياس با مدرسه فيضيه و پيرپالاندوز و مدرسه آقاي ميلاني... واقعاً يک دانشگاه بزرگ در سطح جهاني است. آنچه براي من بزرگ ترين اميد تسليت بخش نيرودهنده است اين است که برخلاف سال هاي پيش، اکنون، مسلّم است که فردا، روشنفکران و رهبران فکري و سازندگان فرهنگ و فکر و جامعه ما در آينده، ماترياليستهاي غربزده يا شرق زده، مارکسيست ها يا ناسيوناليست ها نخواهند بود، بلکه روشنفکراني خواهند بود که اسلام علي وار و خط مشي حسين وار را به عنوان مکتب فکري نهضت اجتماعي و ايدئولوژي انقلابي خود انتخاب کرده اند، چه، اکنون، خوشبختانه، همان طور که دکتر[1] تز "اقتصاد منهاي نفت" را طرح کرد تا استقلال نهضت را پي ريزي کند و آن را از بند اسارت و احتياج به کمپاني استعماري سابق آزاد سازد، تز "اسلام منهاي آخوند" در جامعه تحقق يافته است و اين موفقيت موجب شده است که هم اسلام از چهارچوب تنگ قرون وسطائي و اسارت در کليساهاي کشيشي و بينش متحجر و طرز فکر منحط و جهان بيني انحرافي و خرافي و جهالت پرور و تقليدسازي، که مردم را عوام کالانعام بار آورده بود و روشنفکر را دشمن مذهب و ترسان و گريزان از اسلام، آزاد شده است و هم اسلام آزاد، بتواند از کنج محرابها و حجره ها و تکيه ها و انحصار به مراسم تعزيه و مرگ، به صحنه زندگي و فکر و بيداري و حرکت و زايندگي پا گذارد و به جاي درگيريهاي بي معني با شيخي و صوفي و سنّي و وهابي و فلسفي و کلامي و... که ادامه جنگهايي است که موضوعاً منتفي است و صحنه ندارد، با مکتبهاي مارکسيستي و اگزيستانسياليستي و صهيونيسم و استعمار و غربزدگي و ارتجاع و جهل و استثمار و تضاد طبقاتي و هجوم ارزشهاي فرهنگي دنياي امروز و فلسفه هاي انحرافي و هنرهاي ضداجتماعي و همه توطئه هاي خطرناک و جديد ضداسلامي و ضدمردمي صف آرايي کند و در اين پايگاه جديد، با آخرين سلاحهاي مدرن و مؤثر زمان از جامعه شناسي و ادب و هنر و انسان شناسي و اقتصاد و فلسفه و ايدئولوژي و متد تحقيق و علم و سياست و تجربه هاي انقلابي و دستاوردهاي انقلابي در سطح جهان و تاريخ و با آينده نگري وسيع بشري مجهز باشد و اسلام را اين چنين بفهمد و از اسلام اين چنين دفاع کند و بخصوص قرآن را از قبرستان و دست آخوندهاي قبرستاني، به متن صحنه کشاکشهاي زمان باز آورد و ابتکار هدايت و خلاقيت و ويرانگري و سازندگي را به دست وي سپارد.
12345678910...>>

سایتهای همراه
وبلاگ سایت
گرداب
کانون آرمان شریعتی
دنیای زیبای زبانشناسی
هزاران هزار دنیا
احسان شريعتی

پنجره

وبلاگهای بروز شده
روشنگری (4 روز پیش)
روزگار غریبیست (6 روز پیش)
رنسانس 87 (8 روز پیش)
دکتر علی شریعتی - 1 (8 روز پیش)
جاودانه (12 روز پیش)
وبلاگ تخصصی دکتر علی شریعتی (14 روز پیش)
گفتگوهای تنهایی (26 روز پیش)
هبوط در کویر (28 روز پیش)
سخنان دکتر شریعتی (54 روز پیش)